علي بن حسين انصارى شيرازى
9
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
مقدمه [ كتاب ] بايد دانست كه ادويه يا نباتى يا حيوانى و يا معدنى بود اما نباتى مستعمل از وى بذور بود يا اوراق يا قضبان يا ازهار يا اثمار يا صموغ يا لحا يا چنان بود كه جمله آنها مستعمل بود و اگر مستعمل در نبات اوراق بود همچون سادج و بازريون و تانبول و امثال آن واجب بود كه در وقتى گيرند كه در حجم خود تمام شده باشد و بغايت خود رسيده بود پيش از تغير لون و اگر بذور بود مانند انيسون و كرويا و حلبه و بذر البنج و امثال آن بايد در وقتى گيرند كه در نضج مستحكم شده باشد و فقاحيت و مائيت از او متميز شده باشد و اگر اصول بود مانند عاقر قرحا و جنطيانا و بهمنين و امثال آن وقتى گيرند كه اوراق از شاخ آن افتادن گيرند و اگر ازهار بود مانند بنفشه و نرگس و اقحوان و امثال آن بعد از تفتيح تمام و پيش از تبدل الوان گيرند و اگر قضبان بود همچون زرنب و اسطوخودوس و حاشا و امثال آن بعد از ادراك تمام و پيش از زبول گيرند و اگر اثمار بود مانند قاقله و قرنفل و بلادر و امثال آن بعد از ادراك تمام و پيش از استعداد سقوط بايد گرفت و اگر جمله وى مستعمل بود مانند اذخر و قنطوريون و قيصوم و امثال آن پيش از تبدل و بعد از ادراك تخم گيرند اگر تخمآور بود و هر ادويه كه در اصول تشنج و در قضبان زبول كمتر بود و در فواكه اكتسار و رزانت بيشتر بود او بهتر و نيكوتر بود و گرفتن ادويه نباتى در هواى صافى اوليتر بود از آنكه در هواى متعفن يا نزديك بهواى تر اما هرچه از نباتات برى باشد قويتر باشد از نباتات بستانى و نباتات جبلى اقوى بود از نباتات دشتى در خواص و هركدام از نباتات كه در لون خود اصبغ بود و به طعم اظهر و رايحه وى از كى بود در باب خود اقوى بود و اغلب قوت حشايش بعد از دو سال يا سه سال ضعيف مىكرد اما وقت گرفتن صموغ همچون با زرد و اشق و جاوشير و حلتيث و امثال آن بعد از انعقاد و قبل از غايت جفاف گيرند و بيشتر صموغ را قوت بعد از سه سال كامل باطل شود خاصه فرفيون و امثال آن اما گرفتن لحا همچون شيطرج و ماهيزج و سليخه و امثال آن در وقت رسيدن شجره وى بكمال و پيش از روى آوردن بنقصان گيرند اما گرفتن عصارات مانند اقاقيا و افيون و حضض كمى و مانند آن بعد از رسيدن نبات بكمال و پيش از روى آوردن بنقصان گيرند اما آنچه اقوى بود از هر طبقه از طبقات مذكوره مدت بقاى وى بيشتر بود اما وقتى كه يكى از اين تازه و قوى نيابند اولى آن بود كه ضعيف همين قوى را بجاى وى خرج كنند و اگر نيابند آنگاه وى را بدل كنند اما اجزاى حيوانى مانند قرون و مرارات و اكباد واجب آن بود كه از حيوانات جوان گيرند در زمان ربيع و از اصح المزاج و از رسيدهتر و آنچه از وى گيرند بعد از كشتن گيرند و بحيوانات ميته التفات نكنند و از ايشان ادويه نگيرند اما معدنيات مانند قلقند و قلقطار و زرانيخ و امثال آن اولى آن بود كه از معادن معروف گيرند و آن را اختيار كنند كه جوهر او پاك باشد و در لون تفاوت نبود و بر همان طعم مخصوص بود